مرتضى مطهرى
93
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىشود علم علت است . خود معلول مىتواند اين صفت را - كه صفت علم علت است - از آيينهء خودش منعكس كند ، نشان بدهد ، يعنى علم علت در آيينهء وجود معلول منعكس مىشود . چطور ؟ دليلش هم خيلى واضح است . ما بسيارى از شئون علتها را از راه معلولها تشخيص مىدهيم . خيلى از افراد اين جور مىگويند : آقا ما تا چيزى را نبينيم قبول نمىكنيم ، ما جز به محسوسات به چيز ديگرى ايمان نداريم . من حالا يك موضوعى را از مسائلى كه در دنياى فلسفه مطرح بوده برايتان طرح مىكنم . يك مسألهاى را دكارت مطرح كرد و آن مسأله اين بود : دكارت يك ثنويت خيلى زيادى ميان روح و جسم قائل شد ، يعنى اين دو را خيلى مباين يكديگر شناخت . روى اصول فلسفى خودش معتقد شد كه روح از مختصات انسان است ، روح داشتن مساوى است با عقل داشتن و عقل داشتن مساوى است با ادراكات كلى داشتن و علم داشتن ( علم به همين مفهومى كه ما امروز مىگوييم قوانين كلى عالم را كشف كردن ) ، اصلا روح مساوى با اين است . بعد گفت روح از مختصات انسان است . حيوانات چطور ؟ گفت حيوانات روح ندارند ، حيوانات ماشينهاى بىجانى هستند ولى اين قدر اين ماشينها دقيق ساخته شدهاند كه آدميزادها دربارهء اينها اشتباه مىكنند ، خيال مىكنند اينها جان دارند . مىگفت حيوانات نه لذت را درك مىكنند ، نه درد را درك مىكنند ، نه حس دارند ، نه بچه مىفهمند ، نه هيچ چيز ديگر ، فقط ماشين [ هستند ] . هيچ فرقى ميان اين ماشين و يك ماشين فلزى نيست . چيزى كه هست ، اين دقيقتر است . حتى نوشتهاند - به نظرم در همين سير حكمت در اروپا هم باشد - كه شاگردهاى دكارت در يك ديرى بودند ، يك سگى آنجا بود ، اين سگ را اذيت مىكردند ، گاز مىگرفتند ، سگ داد مىكشيد ، مىگفتند اين ماشين چقدر دقيق ساخته شده كه وقتى هم گاز مىگيرى ، يك صدا هم مىكند كه آدم خيال مىكند مىفهمد ! من از شما مىپرسم : بشر چه دليلى دارد بر اينكه حيوان ادراك و احساس دارد ؟ ادراك و احساس حيوان كه براى ما محسوس و مشهود نيست ، جز اينكه ما فقط يك آثارى مىبينيم ، غير از آن چيز ديگرى نيست . البته اين حرف از حرفهاى سخيف دنياست ، الآن هم همهء ما به اين حرف مىخنديم . ذرهاى ترديد نداريم در اينكه حيوان جان دارد ، ادراك مىكند ، درد را حس مىكند ، لذت را حس مىكند ، ولى ما چه دليلى داريم ؟ غير از اين است كه از همين تجلّياتى كه در ظاهر مىبينيم ، در ظاهر وجود اين حيوان درك مىكنيم ، مىفهميم كه